فرهنگ یافت نشد و از دست رفته

MC40_hennahandsحدود پانزده سال پیش یکی از دوستان من ازدواج کرده بود و من با برخی دیگر از همکاران کار دعوت شده همراه و در جشن قبل از عروسی. دوست من از تبار جنوب آسیا و جشن در اطراف او فرهنگ جنوب آسیا شد. او طبقه بالا در بخش اول از شب ماند در حالی که یک زن به زیبایی رنگ hennas در دست ها و پا های خود. من حنا رنگ در دست من به همراه چند از دوستان من.

بعدها در شب دوست من طبقه پایین آمد و در راه فرهنگی توسط هر دو خانواده و دوستان زیادی استقبال شد. این فرصتی شگفت انگیز برای من بود و من تا به حال هم فوق العاده که در این فرهنگ برای جشن غوطه ور. من به یاد داشته باشید نگاه کردن به زنان در لباس پوشیدن در ساری های زیبای خود را, فکر آنها نگاه خیره کننده. متوجه شدم که من و همکارانم و نه به سادگی گاه به گاه لباس غربی اروپایی لباس می پوشد شد. از آن شب بود که من شروع به لذت بردن از یادگیری در مورد فرهنگ های دیگر و درک چگونه غنی تنوع فرهنگی، زندگی ما.

از آن زمان من را ساخته اند بسیاری از ملت نخست, متیس و دوستان بومی که بسیاری از هدایای به زندگی من به ارمغان آورده اند، موفق بوده است. دوستان من به من آموخت که چگونه مهم بزرگان ما هستند, که آنها را به احترام و دانش خود را در سراسر نسل حیاتی است, آنها به من آموخته ام که همه ما در حال متصل, که ما باید احترام و سپاسگزار مادر زمین و خیلی بیشتر.

قبل از تجربه فرهنگ های دیگر من تا به حال هیچ علاقه ای به اصل و نسب اروپایی من, احساس بسیار کانادا. حالا من می خواهم به دانستن بیشتر در مورد داستان اجداد من به دو دلیل; من آموخته ام که آن بخشی از من چه کسی هستم و به افتخار بزرگ من مادر بزرگ که در به کانادا فرستاده شد 1908 زمانی که او یک کودک یتیم به عنوان خدمتکار داخلی کار بود. بزرگ مادر بزرگ من می خواستم تا در مورد خانواده اش تمام زندگی خود را می دانم.

- تریسی در دره فریزر, BC