Author Archives: RAE

پاپ امتحان در کانادا است?

PatternSquare06a_starshapeمن در جلسه صبحانه کارکنان با چند تن از همکاران من بود. همانطور که من در اطراف میز نگاه, من متوجه شدم که من با معلمان نشسته بود از آفریقای جنوبی, استرالیا, انگلستان و کنیا.

از آن ساخته شده من لبخند به دلیل, در حالی که من تنها اقلیت قابل مشاهده بود, من هم تنها کسی بود که در کانادا متولد شد. ما به عنوان یک گروه به چنین تنوع در زمینه های ما شد بحث در مورد چگونه خوش شانس ما. هنوز, هر کسی که به پیوستن به مکالمه نمی خواهد فرض کنیم که من متولد کانادا بود. به عنوان یک دوست خوب به من گفت, همه چیز را به شما فکر می کنم باور نمی کند!

- استلا در ونکوور

جهانی در Hyperlocal،

MC40_Commercial_Drive

من با کلاس من دانش آموزان در درجه اول شرق هند صحبت شد, پرستاران ثبت شده در کشور خود, تحصیل در کانادا و امید برای تبدیل شدن به پرستاران در اینجا. ما در مورد تفاوت های فرهنگی بین واقعیت های دنیوی ما صحبت می کردند.

من دانش آموزان من پرسید که چگونه آنها در ونکوور احساس, بودن از کشور و فرهنگ دیگر, تجربه خود را مانند. یکی از دانشجویان مرد در پاسخ گفت:, "من انتظار می رود برای دیدن همه ی مردم سفید, مثل شما, که من ایستادگی کردن, به طرز محسوسی متفاوت. اما اکثر روزها می بینم مردم کمتر سفید و مردم بیشتر از هر جای دیگر. من شگفت زده شد, اما احساس می کنم به عنوان اگر من مخلوط در حق دور. من احساس نه به عنوان متفاوت است که من انتظار می رود من می خواهم. "

- لو در ونکوور

من در غرب بود / تابستان من از غرب

MC40_BanffStreetLargerمانند بسیاری از جوانان از Quebecers, من در غرب کانادا, به دنبال کار در تابستان و غوطه ور شدن من در زبان دوم, انگلیسی. J'avais 21 سال, دوچرخه کوهستان, کیسه خواب و عطش زیادی برای ماجراجویی. ورود به بنف در ماه آوریل 1994, درست قبل از فصل توریستی, من در خوابگاه باقی ماند آن زمان به دنبال کار. این مکان با Quebecers فرانسوی پر, من یک ژاپنی که به من آموخت که در زبان خود را به عنوان دوست, است که بسیار مفید برای خدمت به مشتریان ژاپنی به مغازه ای که من در نهایت کار تمام تابستان.

از طریق دوستان جدید, من یک پسر جذاب در کلگری ملاقات کرد, هنرمند انگلیسی که از من ساخته شده است می خواهم برای فراموش کردن برنامه های من برای بازگشت به کبک. این درست است که هیچ راه بهتری برای یادگیری یک زبان وجود دارد - و یا فراموش تفاوت زبان. ادامه مطلب

وبلاگ تحقیقات 7: Connecting

یکی از “قدرت پردازش” این پروژه تحقیقاتی در ارتباط با مردم در سازمان ها در سراسر کشور درگیر در ایجاد پل های ارتباطی, گفتگو, آموزش و پشتیبانی. این شبکه متنوع و گوناگون خود به عنوان کشور, and a number have already been helpful to this project. MC40_Harmony Brunch_B The بنیاد آموزش و پرورش چند فرهنگی کانادا  quickly offered to let people know about the project through the organization’s 16th annual Harmony Brunch to commemorate the International Day for the Elimination of Racial Discrimination.

 

Also in that same prairie city,MC40_EdmontonMeeting the ائتلاف ادمونتون چند فرهنگی  sent along this photo as they were introducing the project at one of their member meetings.

And one of the first organizations to get in touch and then contribute a story was Safe Harbour Respect For All (the Vancouver office) part of AMSSA, the Affiliation of Multicultural Societies and Service Agencies in B.C..  Truly appreciate everyone’s help – نگه داشتن این داستان ها در آینده!

 

Slow Dance Down the Hall

MC40_feetزمانی که من دانشجوی دوره کارشناسی در ادمونتون زندگی می کنند, من با دوستان خوش, متحرک دکترا در ریاضیات, است که در اصل از ونزوئلا بود. ما تا به حال تعداد زیادی از سرگرم کننده با هم, و او اغلب به بازدید و یا می آیند ما را در سالن که در آن زندگی می کردند ما چت.

به ناچار, همانطور که ما داشتند حرف زدند, او را یک قدم به سمت من و من, احساس فضا خیلی نزدیک, که یک قدم به عقب. او به جلو قدم دوباره و من قدم به عقب.

ما هر دو فرانک, بنابراین در نهایت من از او پرسیدم چرا او نگه داشته قدم به قدم تا نزدیک. او جواب داد:: چرا که من نگه داشته در حال دور شدن, و آن را بیش از حد برای صحبت کردن به نظر می رسید. بنابراین ما هر دو متوجه شدند که ما به هر حال انتظارات متفاوت از فضای شخصی.

پس از آن که من یاد گرفتم که آگاهانه کشت پای من در یک گفتگو (با هر کسی) و اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند چه نزدیک و یا تا چه حد آنها نیاز به ایستادن به راحتی. با گذشت زمان به من یاد گرفته ام به حرکت مکالمات در فواصل استفاده می شود که به من احساس ناراحت کننده, هر چند من هنوز هم گاهی اوقات به یادآوری خودم را برای جلوگیری از بر زدن “عقب نشینی در کانادا”.

این چیز کمی است, اما می رود راه طولانی در حال توسعه تفاهم با دیگران, و جلوگیری از رقص آهسته پایین سالن.

- تیارا در ونکوور

در هم تنیده: تجربه

MC40_Annette-Lisa-Roseمن در یک جامعه در درجه اول هلند در ادمونتون بزرگ. من به یک کلیسا در هلند رفت, یک مدرسه هلندی, و در حالی که هر کس خوش آمدید, مردم بسیاری از اقوام دیگر به ما ملحق شد. از بدو تولد تا درجه 12, بسیاری از دوستان من از تبار هلندی.

این تغییر زمانی که من به دانشگاه رفت. من به بازیگران نیست دوستان هلندی من, اما شروع به تنوع و نه با هر قصد هدفمند, بلکه به این دلیل که در محیط جدید من من با تنوع احاطه شده بود. دوستان چینی من کانادا لیزا آشنا شدم و رز در سال دوم من. دوستی ما به ارمغان آورد با هم مجموعه ای از دانشجویان هلندی و چینی که همه وسواس با ناهار مجموع کم شد. ما بخشی از پیوستن به خانواده های یکدیگر را در جشن ها Klaas مواد متحجر شده دردهانه چشمه اب گرم از سال نو چینی به شد. من به زودی از کلمات به عنوان بسیاری در کانتونی می دانستند که من در هلند می دانستند و من یک کارشناس با chopsticks شد.

آن را در طولانی برای تحقق بخشیدن به این بود که تفاوت کمی بین سه نفر از ما وجود دارد. Canadianness ما هرحال ما میراث هلندی یا چینی. ادامه مطلب

در نظر گرفتن درس در کودکستان

MC40_Mitch-Kev-2پسر من میچ و بهترین دوست خود کو رفت به مدرسه با هم از آمادگی تا کلاس 12. هنگامی که پسران در مهد کودک ارشد, معلم یک کلاس در مورد چگونگی متفاوت بودن می تواند بسیار سرد. وقتی میچ به خانه آمد، از او پرسید: من به سوالات زیر…

میچ: زمانی که من یک کودک بود من شیر را از شما دارم?

به من: بله درست است.

میچ: سفید شیر?

به من: بله, چرا?

میچ: مامان کو باید به او شیر شکلات!

-MaryKay در باری, انتاریو

 

From South Korea and Scotland to Small Town Canada

MC40_OrilliaSignThis story spans many years.

به 1964 my husband, 4-year-old son and I emigrated from Scotland to small town Ontario – Orillia, Stephen Leacock’s Mariposa. We were readily assimilated into the mainly white Caucasian population, many being second and third generation descendants of early settlers. It was an easy transition for us moving from one country to another. We were accepted and made welcome as there were several immigrant families from England and Scotland living there already along with a small, well established Italian community.

It was not the norm for aIl newcomers.

به 1967 I saw a young Asian couple with a little boy carrying their laundry to a nearby laundromat and commented to my husband on how strange and lonely it must be for them as they were the only Asian family in our small town. ادامه مطلب

40 فلاش بک سال

MC40_small-world-1اگر چندفرهنگی در کانادا 40, پس از آن که تلاقی با سفر خانواده ما برای اولین بار به دیزنی لند. سوار که حافظه پایدار بود “این یک جهان کوچک است”, سفر ambling را از طریق بسیاری از فرهنگهای جهان نشان داده شده توسط عروسک خندان animatronic سنگین تم آهنگ در کر و نور در اشعار همراه.

چه تصور ساخته شده است که – در حالی که سوار شدن به خودی خود نمی توانست بیشتر تولیدی, احساس من در زمان دور بودن کمی بیشتر رشد کردن بود, دانستن اینکه جهان است بعد از همه, بسیار بزرگ و جالب و کامل از فرهنگ ها هستند که بعد از این همه عروسک نیست.

- لیزا در ونکوور

قدم زدن در پارک

MC40_Deer_lake_bc_1به دنبال لذت بردن از برخی از آب و هوای خوب unseasonably به تازگی, یک دوست از من دعوت به یک مکان در شهر من شنیده بود اما واقعا می دانستم که هیچ چیز در مورد – دریاچه مصنوعی پارک گوزن در برنابی, BC. در حالی که راه رفتن در اطراف این واحه کوچک, من شنیده ام به زبان های مختلف, لهجه ها از هر دو شرق و غرب. خانواده ها را دیدم و افراد از همه رنگ, اشکال و اندازه بساط پیک نیک, بازی و لذت بردن از شرکت در هر یک از دیگر.

که توسط اقوام مختلف و دیدن مردم با استفاده از فضای عمومی برای سرگرمی ها و فعالیت ها از فرهنگ های مختلف احاطه شده – تنوع من شاهد و لذت می برد به من اجازه داد را فراموش کرده ام چه شهر و کشور من در. و اگر فقط برای یک بعد از ظهر, من احساس می کردم که در یک ماجراجویی بزرگ به سرزمین دور تلاش برای خیس کردن فرهنگ از کسانی که در اطراف من بود.

- اریک در ونکوور

-نپا: عکس